مگه ی ادم چقد ظرفیت داره،اول اینوبگم اول شهریورتولدم بودم،خودم کیک گرفتم و دوستاوخانوادم دعوت کردم و ی جشن گرفتن!فری دوستم واقعا زحمتم کشید ....تاابددوسش دارمدوم اینکه ازفردای تولدم دوماد ندای زن میخام سر داده و اولشم ب خاهرم گفته تمام حق و حقوقت میدم و.... خاهرمم ب بابام گفت و باباهم انگارازخداخاسته گفته برو درخاست بده،اونم انگار مث سگ پشیمون شده فک کرده حالا مامیام مخالفت میکنیم وبه دست و پاش میفتیم!روز شنبه داشتم میرفتم باشگاه که اجی زنگ زد که ف شماره ثابت داره منم گفتم اره و اونم پرسید این شمارشه!بعدم گفت که طرف دوماد همین دختره س! ینی اونلحظه مث پتک کوبیدن توسرم!من این دخترتوخونه خودم راه دادم بهش نون و اب دادم مث خاهرم دلسوزش بودم حالا بخادبیاداین کاروبکنه!؟عذاب وجدان خاهرم از ی طرف و غصه نمک نشناسی این دختره از ی طرف!خاهرم میگفت بریم خونوادش خبردارکنیم و ابروش ببریم!تااومدم خونه کلی فکرتوسرم چرخید اما دیدم اگرمن بخام حرفی ب این دختره بزنم حق خاهرم پایمال میشه میذارم بعد از کارای خاهرم!حالا دوماد ورداشته گفته من با پسراارتباط دارم و تهدیدکرده میره ب ح میگه منم رنگیدم ح گفتم این غلطاروکرده اونم گفت گه خورده ه کسی زندگی خودش داره مگه ماگفتیم یا خاهرت گفته رندگی نمیکنه!اون میخادزن بگیره به ماچه!چن وقت پیش ی نفر به اینستای من درخاست داده بود منم نشون ف دادم اونم گفت دوست داداش گوچیکشه!همونجاپیش خودشون چن کلمه حرف زدیم,حالام اینوبه دومادگفته واونم به اجیم گفته من باپسراارتباط دارم و مثلاازش اتوداشته باشه منم یادم نبود این ماجرادیشب معنی تهدیدش فهمیدم!معلوم نیس تهش چی بشه ولی خداکنه این احمق شرش ازسرخونواده ماکم بشه بره باه کسی به ماچه!بعدشم من میدونم و این نارفیق!
برچسب:
نویسنده: سجاد محمدپور